داستانهای کودکانه
خاموش کردن آتش جنگل
آن روز صبح هنوز، من یک نهال کوچولو بودم. تازه از خاک بیرون آمده بودم و برگهایم خیلی نرم و سبز بودند.
در همان وقت، یک دختر کوچولو با با...
دو قلو ها
دو قلوها
درخت پیر جنگل به دوستان تازه نگاهی کرد ولبخند زد و به آن ها گفت :.....
امروز روز تازه ای برای دوست تازمون هست بیایید یک عکس دس...

